رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 18 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

37 ماهگی

1394/4/16 12:28
نویسنده : رومینا
704 بازدید
اشتراک گذاری

 سلااااااااااااااااااام دوستای عزیزم بغل شازده شیطون من  سلام محبت

 یادش بخیر قبلا خیلی بیشتر وقت اضافه داشتم . خیلی دوست دارم که بیشتر بیام  نی نی وبلاگ و به همه دوستان سر بزنم ولی  باور کنید اصلا فرصت نمیکنم غمگین ولی با همه اینها همه چیز زیبا و خوبه .

 بعد از ظهر ها  کلاسها  دارم  در هفته دو روز هم زبان  میرم  حسابی وقتم پر شده . وقتی هم میرسم خونه   مشغول رادوین و  خونه میشم زیبا  چند هفته دیگه قراره کلاس اشپزی  مخصوص هتل 5 ستاره رو دوره هاش رو بگذرونم  این کلاس رو خیلی دوست دارم  امیدوارم که موفق بشم .

 هفته گذشته  با بچه های گردشگری  رفتیم تنگه واشی  جاتون خالی بسیار زیبا بود و بهتون پیشنهاد میکنم که حتما برید . و وسط هفته چون خلوت تر بود بیشتر بهمون خوش گذشت . 

هوا گرم ولی اب بسیار سر بود 

تمام مسیر باید از تو اب رد میشدیم  

و حسابی اب تنی کردیم 

 

   37 ماهگی رادوین  نازم .

 وقتی که پا به 37 ماهگی گذاشت تغییرات زیادی رو حس کردم  .   خیلی خود رای تر شده که واقعا نمیدونم باید چی کنم  .  مثلا وقتی که چیزی که باب میلش نباشه  وسیله اش رو پرتاپ میکنه  . تا جایی که میتونم بی اهمیت میشم به رفتارش . زیبا ولی گاهی اوقات بهش اخطار رو میدم . این موضوع کمی نگرانم کرده  نمیدونم چی کنم .غمگین

هر چقدر از شیرین زبونیش بگم کم گفتم 

چقدر تو این سن شیرین و دوست داشتنی تر هستن 

یکی یکدونه مامان   صبحها ساعت 8 بیدار میشه و بعد از صبحونه خوردن  شروع میکنه به برنامه کودک دیدن و علاقه به تام و جری داره  و  البته  شخصیت رادوین  اینطور نیست که به کارتون و شخصیت  خاص مثل باب اسفنجی  وابسته بشه .

 بعد از اون با هم دیگه  بازی میکنیم   بیشتر بازی هاش به ماشین بازی ختم میشه .و بعد شروع میکنه به پیانو زدن . از من میخواد که هر جای خونه هستم خودم رو به  رادوین برسونم و نزدیکش باشم  تا وقتی پیانو زد و تموم شد من تشویقش کنم و از من میخواد که بلند بلند دست بزنم و بپرم بالا پایین  بگم  افرین رادوین خنده

 

پسرم ...

 میدونم که میدونی

وقتی که هستی

من و بابایی   رنگ و رخی تازه میگیریم

مطمینم میدونی

که عاشقتیم و دوستت داریم 

نکته ایی   رو یاد گرفتم  و اون این بود که  که :

به دلیل تک فرزندی رادوین   در حال حاضر من باید خیلی حواسم باشه که همش دنبال دوست و دوست بازی نباشه . معنی دوست رو من خیلی براش توضیح دادم که هر کسی رو نمیشه دوست خطاب کرد و اگر یکی تو پارک خواست باهات بازی کنه میشه همبازی تو در پارک . الان  دو  هفته هست که  این موضوع رو با رادوین درمیان گذاشتم 

 قبلا زیاد  خودم رو درگیر این موضوع میکردم  که رادوین چرا  پیش قدم نمیشه برای دوست یابی  .. ولی دیگه پی اشتباهم بردم  .

 پسر یکی یکدونه من عاشق مهمونه .  مخصوصا وقتی مامان بزرگها و پدر بزرگها خونمون باشن اون روز رادوین    بهترین روز رو داره . 

 

 

 

تو برنامه کودک  کودکی رو دید که سوار روروئک شده و از ما خواست  که رورئک رو براش بیارم  تا بازی کنه . 

خندونک

 همچنان عادت داره که موقع خواب دستمو بگیره

 موقع خواب حتما باید براش کتاب بخونیم 

 موقع خواب باید چراغ خوابش روشن باشه 

     خودش به تنهای شلوارش و کفشش رو میپوشه . 

چند روز گذشته شلوارش کمی تنگ بود و  موفق نشد که شلوارش رو بپوشه سریع اومد پیش گفت  :نومیناااااااااااااااا تو کتابم  اون مامان چوپی  تو لباس پوشیدن چوپی دیدی بهش تومک (کمک ) کرد؟خنده من کلی خندیدم 

تو کتابش دقیقا همینطور بود که  مامان چوپی داشت کمکش میکرد تا لباسش رو بپوشه .

 براش رفتم خرید  کنم تو فروشگاه میگفت  : نومینااااااااااااااا من مثل لباس چوپی میخوام  که جلوش ستاره دارهههههههههههتعجبخنده

 احساس کردم از کتاب خیلی الگو برداری میکنه 

 از خیابون رد شدن  همش بهم تذکر میده  که نومینااااااااااااااااااااا خوب نگاه کردی ؟  

 بعد از یک بار خوندن برای بار دوم دقیقا همون جمله رو تکرار میکنه و میخونه .  و حفظ میشه چشمک

 

 به زودی با یک عالمه عکس برمیگردم 

 

پسندها (5)

نظرات (6)

آویسا
17 تیر 94 12:50
به به چه باصفا ما هم همراه شما کیف کردیمهمیشه موفق باشی عزیزمای جونم رادوین گلی پسر دوست داشتنی من
پانیذ
18 تیر 94 23:38
سلام رومینا جون. خوبی؟ رادوین گلی ما چه طوره؟ خدارو شکر که همه چیز بر وفق مراده. پسر ناناس من دنیا اومد...
تک دختر مامانش
19 تیر 94 20:06
سلام خاله جان. خوشحال ميشم به منم سر بزنید. دووووووستون دارم.
کیان
21 تیر 94 11:39
وایییییییییییییییی من هم تنگه واشی رو خیلی دوست دارم چون همش آبه به به. رادوین جون من هم به احتمال زیاد تک فرزند خواهم شد چون مامان و بابا اینقدر سر من خسته شدن که دیگه عمرا به بچه دوم فکر کنند ولی تک فرزند بودن هم سختی های خودشو داره اگه میشد آدم یه هم بازی داشت که باهش بزرگ میشد خوب خیلی بهتر بود . به هر حال مامان و بابا باید خیلی دقت کنند که ما بچه های از تک فرزند بودند آسیب نبینم و شرایط نرمالی داشته باشیم.
رومینا
پاسخ
مامان کیان کوچولو
29 تیر 94 20:29
رومینا جونم سلام از دیدنت خوشحال شدم امیدوارم همیشه به گردش و گردشگری و شادی باشی .. گل پسری و ببوس عزیزم .
رومینا
پاسخ
نایسل
1 مرداد 94 13:38
فدات سم عزيزم واسم دعا كن
رومینا
پاسخ
امیدوارم که نی نی صحیح و سالم بیاد کنارت